تغییراتِ کوچکِ نجات‌بخش

بسم الله الرحمن الرحیم

🖋️ شکستن عادت کار ساده‌ای نیست. عادت‌ها بی‌سروصدا وارد زندگی می‌شوند و آن‌قدر تکرار می‌شوند که دیگر حضورشان را حس نمی‌کنیم. اول به نظر می‌رسد همه‌چیز را راحت‌تر کرده‌اند؛ آنقدر راحت که شاید حتی یادمان نیاید چرا انجامش می‌دهیم! و این همان زنگ خطر است و کم‌کم می‌فهمیم ما را در یک مسیر ثابت نگه داشته‌اند؛ مسیری که نتیجه‌ای جز رکود ندارد. انگار که باتلاقِ زندگی آنقدر آرام تو را به درون خودش می‌کشد که فکر میکنی رسمِ زندگی کردن همین است دیگر! بی حرکت، به سمت پایین!

لحظه‌ای که تصمیم به شکستن عادت می‌گیری، ذهن پر از دو راهی و چند راهی می‌شود؛ انگار که یک پل چند طبقه با شاخه‌هایی متعدد از اتوبان‌های شرقی و غربی و شمالی و جنوبی تشکیل شده باشد.هر اتوبان هم پوشیده شده از ماشین‌ها، ماشین‌هایی که جز بوق و دود فایده دیگری ندارند. تردید می‌آید، ترس می‌آید و خاطره‌ی دفعاتی که قبلاً موفق نشده‌ای. انگار باید برخلاف چیزی حرکت کنی که سال‌ها به آن عادت کرده‌ای مثل‌ دویدن بر خلاف جهت باد، وقتی سوز و سرمای آن باد، به تک‌تک سلول‌های صورتت نفوذ کرده و چشمانت را به زور باز نگه می‌داری.

بعد از کنار گذاشتن عادت، انگار وارد خلأ شده‌ای. ساعت برنارد را به دستت داده‌اند، زمان کندتر می‌گذرد، آدم‌ها عجیب شده‌اند، نفس‌هایت طولانی یا حتی سنگین است، همه چیز ناشناخته به نظر می‌رسد و آدم نمی‌داند با این فضای خالی چه کند. اما همین جاست که کم‌کم چیزهای تازه شکل می‌گیرند. فکرها عوض می‌شوند، واکنش‌ها فرق می‌کنند و مسیر جدیدی آرام‌آرام ساخته می‌شود.

شکستن عادت یک اتفاق ناگهانی نیست. بیشتر شبیه یک روند است؛ پر از مکث، اشتباه و تلاش دوباره. اما هر بار که ادامه می‌دهی، کمی جلوتر می‌روی. شاید تغییر خیلی بزرگ به نظر نرسد، ولی همان تغییرهای کوچک‌اند که در نهایت، انسان را از رکود نجات می‌دهند.

روایت‌گر: هم‌قلب ‌پیش‌قدم۴

دیدگاه‌ها ۰
ارسال دیدگاه جدید